|
|
|
|
|
فاطمه (س) پاره ی تن من است ، هرکس اورا خشنود کند مرا خشنود کرده است .
حالا که میلاد خانم فاطمه زهرا (س) است برای شادی مادرآسمونی مون چیکار کنیم ؟
گلی که زیباست گل یاس حضرت زهرا (س) گل یاس
« آفرین برشما فرزندان خوب خانم فاطمه زهرا (س) که در جشن تولد مادر آسمونی مون با انجام این اعمال خوشحالش می کنید . مادر آسمونی مون دعا گویتان باشه » |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 22:48 توسط ياس سفيد
|
|
||
|
|
|
|
|
امسال روز که چه عرض کنم ، هفته ی معلم کلا خانه نشین بودم . و هنوزم که هنوزه خانه نشین هستم . بخاطر آسیبی که پام دیده ، دکتر پامو گچ گرفت . دلم برای مدرسه و شاگردام تنگ شده . اگه خدا بخواد فردا می خوام برم مدرسه .... بگذریم که در هفته ی معلم ، مدرسه مون سنگ تموم گذاشت . یعنی : اعلام کرد که باید سریع سؤالات امتحانی رو طرح کنیم و تایپ شده و آماده بدیم مدرسه . منم با پای مجروح و روحیه ی عالی این مأموریت رو به انجام رسوندم و خاطره ای شد برام ، اونم چه خاطره ای ....
اما از هرچی بگذریم از معرفت شاگردام نمی شه گذشت ... حسابی سنگ تموم گذاشتند . دائما تماس و پیامک و احوالپرسی و دعای خیر ... البته بگذریم از اونهایی که برام گل آورده بودند گفتند : حالا که خانوممون نیومده دسته گلش اما یه کادوی عالی از یکی از شاگردای پارسالم گرفتم . یه قرآن نفیس بود که از کربلا برام آورده بود . البته با واسطه ی یکی از همکارام به دستم رسید . خلاصه چه هفته ی دل انگیزی بود و گذشت . اما من همچنان با پای مجروح در خانه هستم و درد می کشم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:15 توسط ياس سفيد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:19 توسط ياس سفيد
|
|
||
|
|
|
|
|
آجرک الله یا بقیه الله یابن الزهرا
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:20 توسط ياس سفيد
|
||
|
|
|
|
|
فدائی علی هستم پی حفظش دلم خواهد / عجل دست مراگیرد به دور او بگرداند پروانه ی شمع سحرت می گردم / ای کعبه خودم دور سرت می گردم / امروز به جبران نود زخم احد / بنگر که چگونه سپرت می گردم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:19 توسط ياس سفيد
|
||
|
|
|
|
|
الهی بشکنه دست مغیره ...... گل یاس کی دیده تو گلخونه بسوزونن ؟؟؟؟؟؟؟؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:14 توسط ياس سفيد
|
||
|
|
|
|
|
شبهای فاطمیه ، از عاشورا منتظرت بودم با عشق سینه زنی ، با رفقا منتظرت بودم نور زهرا در دلمه تو قیامت ثروتمه یه آرزو دارم تا اون دم آخر إذنم بدی یکبار بهت بگم مادر ای مادرم زهرا (س) هیئت یاران ثارالله در ایام شهادت خانم فاطمه زهرا (س) خیمه ی عزا به پا کرده است زمان : شنبه ۲/۲/۹۱ الی چهارشنبه ۶/۲/۹۱ ساعت : ۲۱ سخنران : شیخ مرتضی چراغعلی و حجه الاسلام حسینی مداحان : آقایان اکبری و علی عابدینی مکان : خیابان بیست متری ابوذر - کوچه شهید دائمی بن بست دشتی - منزل آقای عابدینی هرکه دارد هوس شور و عزا بسم الله |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:8 توسط ياس سفيد
|
||
|
|
|
|
|
امروز با نوازش قطرات باران از خواب بیدار شدم ، و خدا با باران زیبایش روز تولدم رابهم تبریک گفت و این اولین هدیه ای بود که گرفتم . اونم از بهترین معشوقم . خدایا تورا شکر می گویم که درروزتولدم با بارش بارانت خوشحالم کردی و بهم نشاط بخشیدی . امروز همه ی کسانی که می شناختم به نوعی تولدم رو بهم تبریک گفتند ومن شرمنده ی این همه لطف و محبت شدم . محبوب من ! ازت ممنونم که واسطه ی اینهمه دوستی و محبت شدی ومن هیچگاه نمی توانم شکر این نعمت را به جای آورم . معشوق من ! تو به من عشق را آموختی و دراین روز مبارک می خواهم تمام عشق و محبتم را نثارکسانی کنم که باعث قرب من به توشدند . ای بهترین مونسم ! ازصمیم قلبم و با عشق ، ثواب تدریس این هفته مو به مادر و پدر معنوی ام خانم فاطمه زهرا (س) و بابا حیدر هدیه می کنم ، و می خواهم بدانند که بی نهایت دوستشان دارم ، و بوسه بر دستان پاک و مطهرشان می زنم . خانم فاطمه زهرا (س) مادرعزیزم و بابا حیدر شما همیشه به فکرم بودید و برایم زحمات زیادی کشیدید . و من فرزند خوبی برای شما نبودم ، اززحمات تون ممنونم و همیشه شرمنده ی محبتهاتون هستم . فقط یه خواهش ازتون دارم و آن این است که : دراین روز مبارک ازتون می خوام که دعاگوی پدرومادرزمینی ام باشید .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 23:50 توسط ياس سفيد
|
|
||
|
|
|
|
|
اگرچه عاشق برای تو، توآسمون فراوونه اماكسی مثل فاطمه قدرتورونمی دونه منم منم عاشق علی(ع) گل شقايق علی(ع) بارقه های اشك حسين(ع) قلبمو ازجامی كنه بغض گلوگير زينبين ، آتيش بجونم می زنه مگه مادرطاقت مياره ، بچه هاشوتنها بزاره امامن بايد، توی اين دنيا، فدايی علی (ع) بشم براجون دادن ، به ره حيدر، ازخدامنت می كشم منم منم عاشق علی (ع) گل شقايق علی (ع)
بوی ياس فضای شهرروگرفته . مادرناله می كنه ازغربت وغريبی . باباحيدردست به دعابلندكرده وعَمً يُجيب می خونه . بچه هابغض كردند وهركدام نمازحاجت می خونن . مادرازيه طرف شاده كه می خواد پيش بابابره وازيه طرف نگران علی (ع) وبچه هاست . ياسی كه ازنامردی نامردان كبودشده صدای ناله شوهيچ كس نمی شنوه . آخه گوشها ازگناه كرشدن وچشمهاازنگاههای حرام كورشدن . دلهاازمال حرام سنگ شدن . حتی اين صدای ناله ی مادررونه تنهامردمان شهرمدينه بلكه مردمان شهرماهم نمی شنون. كاش ماهم ولايتی می شديم وفدايی ولايت وخط علی (ع) به جای عيادت وپوشيدن پيرهن سياه وگريه وناله برای فاطمه (س) شيك ترين لباسامونومی پوشيم و آهنگهای غيرمجازگوش می كنيم وبه عروسی می رويم . بعضی هاهم باناراحتی همش ميگن آخه كی تموم می شه اين ايام فاطميه ؟ همه باهم يه صدا دم می زنيم ازپيروی خط علی (ع) . همه می گيم مااهل كوفه نيستيم امابارفتارامون قلب علی رومی شكنيم . هنوزمادرناله می كندازغربت وغريبی وبی وفايی . اما ما صدای مادررونمی شنويم .
كاش میشد عيادت مادربريم باكارهامون . دل مادرروشاد كنيم با اخلاقمون . خدايا تا كی بايد اين دردغربت وغريبی وبی وفايی دل مادرروبه دردبياره ؟؟؟؟؟
خدايا یاری مون كن كه با كارهامون واعمالمون جزوسيلی زده ها نباشيم . التماس دعا
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 20:41 توسط ياس سفيد
|
|
||
|
|
|
|
|
غربت اشک و ناله می گوید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 0:57 توسط ياس سفيد
|
|
||